و فریادزنـان از خواب میپرد. ناچـار موبـدان و خردمنـدان را حمل اثاثیه منزل دراصفهان بـه مشـورت میخواند و خواب خود را حکایت میکنـد و تعبیر آن را از ایشـان میخواهد. آنان از بیم خشـم او تا سـه روز چیزی نمیگویند. سـرانجام، یکی از ایشـان می ّ گوید که زبونی ضحاک به دسـت کسـی انجام خواهد شـد که هنوز از مادر نزاده اسـت. همین ّام، ّا در این ای اشـاره کافی اسـت که پادشـاه بدمنش به جسـتوجوی چنین نوزادی فرمان دهد. ام َرمایه« شـیر مینوشـد و در غاری پرورش مییابد. پدر فریدون از مادر میزاید و از گاوی به نام »ب ّ او، آبتین که ناگزیر از بیم ضحاک ترسـان و گریزان اسـت، روزی گرفتار میشـود و مغز سـرش را َک، پسـر را به البرزکوه میبرد و به دسـت مردی پاکدین بـه مـاران می َ دهنـد. مادر فریدون، فران می ّ سـپرد. ضحـاک کـه بـه نهانگاه پیشـین نوزاد پـی میبرد، به آنجـا مـیرود؛ گاو برمایه و همۀ چهارپایان را میکشـد و حمل اثاثیه منزل در اصفهان خانۀ آبتین را به آتش میکشـد؛ اما پسـر به خواسـت خداوند بزرگ میبالد و نیـرو میگیـرد و سـرانجام، نـام و نشـان خـود را از مادر می ّ پرسـد و چون از پادشـاهی ضحاک و جفاهـای او آگاه مـی شـود، عـزم میکند که از وی انتقام گیرد. از اینرو در انتظار فرصتی مناسـب چشـم به راه آینده اسـت. این فرصت گرانبها را کاوه فراهم میآورد؛ یعنی یکی از مردم فرودسـت ّا پایانبخش شـب تیرۀ سـتم میشـود و پاکدین که سـروکارش با آهن اسـت و رنج و زحمت؛ ام و نویدبخـش پیروزی و بهروزی. در محیطـی کـه پادشـاه بیدادپیشـۀ مـاردوش بهوجـود آورده بـود، تاریکـی و ظلم بـر همهجا چیرگی داشـت و کسـی ایمن نمیتوانسـت زیست. فردوسی تصویری از آن روزهای سیاه حمل اثاثیه منزل دراصفهان را هرچه گویاتـر نشـان داده اسـت؛ روزگاری کـه کاوه و هزاران تن
برچسب: حمل اثاثیه منزل در اصفهان,اسباب کشی,بسته بندی,
نویسنده: میهن باراصفهان